مرتضى راوندى

42

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

يك صف قرار گيرد . در قرن هشتم هجرى ، نهضتهاى مردم ايران و كشورهاى هم‌مرز آن به لباس دين و به ويژه مذهب شيعه و مسلك تصوف ملبس بود ، اين پديده كاملا با رنگ مذهبى نهضتهاى مردم اروپاى غربى در قرون وسطا متشابه است . همچنانكه در اروپاى غربى ، جنبشهاى اجتماعى قرون وسطا ( كه متوجه فئوداليسم و روبناى عقيدتى آن ، مذهب كاتوليك بود ) به شكل مخالفت با مذهب رسمى درآمده ، با شعار رجعت به دوران آغاز مسيحيت وارد عرصهء مبارزه مىشدند . در ايران ، نيز نهضتهاى متشابه با شعار مبارزه عليه مذهب رسمى ( و همچنين عليه ياساى چنگيز خان ) و له رجعت به قوانين صدر اسلام ، كه در نظر عامهء مردم كمال مقصود بود ، جريان داشت . ولى دين در نهضتهاى اجتماعى تابع بود نه متبوع . در هر صورت ، لفافهء مذهبى عقيدتى نهضتهاى مردم ايران و كشورهاى هم‌مرز آن به هيچ‌وجه ماهيت جنبشها را تغيير نمىداد . . . در آخرين سالهاى حكومت ايلخان ابو سعيد ، نارضايى و غليان افكار قشرهاى پايين مردم روستا و شهر در خراسان به حد اعلا رسيده بود و هم در آن زمان ، واعظى پديد آمد كه كوشيد تا نهضت ناراضيان را سازمان دهد و از لحاظ فكرى رهبرى كند . واعظ مزبور يكى از شيوخ صوفيه و از مردم مازندران بود به نام شيخ خليفه ؛ وى در جوانى به تحصيل علم پرداخت و قرآن را از بر كرد و علم منطق و علم الفراسه آموخت . . . خليفه از تعليمات نامىترين شيوخ صوفيه نيز راضى نبود و با ايشان اختلاف‌نظر داشت . شيخ خليفه به معنى واقعى كلمه صوفى نبود ، شايد فقط از جملات و اصطلاحات اهل تصوف و شكل ظاهر سازمان اخوان الصفا به منظور تبليغ و تدارك مقدمات خروج عليه ستمگران استفاده مىكرد . در دورانى كه شيخ خليفه در جستجوى مراد و كمال مطلوب خود ، از شهرى به شهر ديگر مىرفت ، در سمنان با علاء الدولهء سمنانى ملاقات و دوستى نمود . روزى علاء الدوله از او پرسيد كه وى پيرو كدام يك از چهار مذهب « حقهء » تسنن است ، خليفه پاسخ داد « آنچه مىجويم از آن مذاهب اعلاست » علاء الدوله برآشفت و با قلمدان خود بر سر او كوفت و بين آن‌دو جدايى افتاد . شيخ خليفه سرانجام ، سبزوار را براى نشر عقايد خود برگزيد . شهر سبزوار و ناحيهء بيهق ، واقع در مغرب نيشابور كه براى اين تبليغات برگزيده شده بود ، بهترين و مناسبترين محل بود . . . سبزوار يكى از كانونهاى مذهب تشيع در ايران و در عين‌حال يكى از مراكز سنتهاى وطن‌پرستى كشور بود . . . به گفتهء مورخين ، شيخ خليفه پس از ورود به سبزوار ، در مسجد جامع ، منزل گزيد و به صداى بلند قرآن مىخواند و وعظ مىكرد . عدهء كثيرى شاگرد و مريد در گرد او جمع